تبليغاتX
عباس بحرینی بروجنی- پرستار
پرستاران وسلامت -اولین و گسترده ترین نشریه پرستاری در چهارمحا ل وبختیاری و منطقه جنوب و غرب کشور
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


عباس بحرینی بروجنی- پرستار







نقض ایمنی و همچنین ابتلا به ویروس پاپیلومای انسانی( HPV ) خالق مرد درختی است

«دِد» Dede یک ماهیگیر ۳۵ ساله اهل اندونزی است  که به دلیل نقض ایمنی و همچنین ابتلا  به ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV همسرش را از دست داد و به مرد درختی شهرت یافت 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از روزنامه  تلگراف  ، مردی که در ۱۵ سالگی  زانوهایش جراحی شده بود ،  اکنون دچار  بیماری عجیبی  شده است. از دستان و پاهای این مرد، مانند درختان ریشه درآمده است! این مرد ۳۵ ساله که “دده” نام دارد بخاطر رویش ریشه از دستها و پاهایش به “مرد درختی” مشهور شده است. متخصصان می گویند از هر یک میلیون نفر احتمال این بیماری تنها در یک نفر وجود دارد. علت این واقعه عجیب ویروس انسانی پاپیلوما (HPV) عنوان شده است. بخاطر رویش ریشه از دستها و پاها و عدم توان کاری مرد ۳۵ ساله شغلش را از دست داد. بعد از آن نیز زنش وی را ترک کرد و با دو بچه اش تنها گذاشت.

۵۴۶۷۶۵۴۷۸۷۸۴۵۵۴.jpg

«دِد» Dede  ماهیگیری  ۳۵ ساله و اهل اندونزی است که از انجام کارهای  عادی نیزعاجز است.

پزشکان محلی درمانی برای بیماری این شخص پیدا نکردند. او از کار کردن بازماند و همسرش هم ترکش کرد. دِد مجبور شد در نهایت فقر دو فرزندش را بزرگ کند. فرزندان او، حالا در سن نوجوانی هستند.

گرچه خانوده‌اش او را حمایت می‌کردند ولی او همواره مورد ریشخند و استهزاء ماهیگیران محلی قرار می‌گرفت.

اما یک پزشک آمریکایی به نام دکتر «آنتونی گاسپاری» بعد از اینکه در شبکه تلویزیونی دیسکاوری یک برنامه مستند درباره این بیماری عجیب ساخته شد و به نوعی درگیر ساخت این فیلم مستند شد، تصمیم گرفت به آقای «دد» کمک کند. این متخصص پوست به دهکده دِد در جنوب جاکارتا رفته است و ادعا می‌کند که بیماری وی را تشخیص داده و می‌تواند درمانش کند.

بعد از آزمایش نمونه‌های ضایعات و خون آقای دِد، دکتر گاسپاری تشخیص داد که ضایعات پوستی این بیمار، ناشی از ویروسی به نام ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV است. عفونت با این ویروس بسیار شایع است، ویروسی که در مبتلایان زگیل ایجاد می‌کند.

اما چرا ضایعات پوستی آقای دِد به جای زگیل‌های معمولی به این ترتیب تظاهر پیدا کردند؟ معلوم شد که این بیمار نوعی مشکل ژنتیکی داشته که باعث اختلال در سیستم ایمنی‌اش می‌شده و در نتیجه سیستم ایمنی وی قادر به مقابله و محدود کردن HPV نبوده است.

۷۸۴۶۷۵۴۶۷۸۵۴۵۴.jpg

تعداد گویچه‌های سفید خون دِد، آنقدر پایین بود که در ابتدا دکتر گاسپاری تصور کرد که وی مبتلا به ایدز است اما آزمایشات چنین چیزی را تأیید نکردند. اختلال ژنتیکی این بیمار بسیار نادر است و احتمال داشتن آن کمتر از یک در میلیون است، طوری که او به جز رنج ناشی از تحمل بیماری پوستی‌اش، زندگی توأم با سلامتی داشته. والدین و برادر و خواهرهای او بیماری مشابه نداشته‌اند.

دکتر گاسپاری عقیده دارد این بیماری با مصرف دوزهای روزانه ویتامین A صناعی،تا حد زیادی قابل درمان است. دکتر گاسپاری می‌گوید گرچه این بیمار کاملا از لحاظ ظاهری بهبود نخواهد یافت ولی بعد از درمان زگیل‌ها آنقدر کوچک خواهند شد که به او امکان استفاده از دست‌ها و کار بدهند. او انتظار دارد که بعد از ۳ تا ۶ ماه درمان ضایعات تا حد قابل ملاحظه‌ای کوچک شوند. بعد از این مرحله درمانی ضایعات باقیمانده با انجماد و جراحی،برداشته می‌شوند.

۴۶۷۴۵۶۷۴۴۵۴۵.jpg

دکتر کاسپاری دوست داشت این بیمار را برای درمان و بررسی نقص ژنتیکی‌اش به آمریکا ببرد ولی مشکلات مالی و همچنین کاغذبازی‌های اداری مانع این کار شد. بنابراین، درمان این بیمار در اندونزی با کمک پزشکان این کشور ادامه خواهد یافت.

پروفسور آنتونی گاسپاری، استاد دانشگاه مریلند آمریکا  است  وی گفت اگر این درمان جواب نداد به هر شکل ممکن بیمار را به آمریکا خواهد برد.

******************

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 19:17  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


خوزه مستره  که عضو انجمن شاهدان یهوه (یهودا) است بر اساس اعتقادات دینی اش خونرسانی از طریق دهان یا سایر بخشهای بدن به بیماران را دخالت در کار خدا می داند!

۶۷۶۷۴۳۸۳۴۴۳۴۳.jpg

 او ۵۱ ساله و اهل اسپانیا می باشد و هنگامی که سن و سال زیادی نداشت به دلیل یک غده کوچک بر روی لبش به پزشک مراجعه کرد . و پزشک به وی گفت که باید غده عمل جراحی شود و او مخالفت کرد
خانواده مستره که ۳۰ سال قبل به این درد دچار شده است نیز از اعضای بسیار مقید انجمن شاهدان یهوه هستند. وی با وجود اصرارهای همسایگان مبنی بر مراجعه به پزشک و انجام جراحی، از آن سرباز زد.

۶۶۴۳۶۸۳۴۸۷۳۴۳۴.jpg

به تدریج غده به صورت وحشتناکی شروع به رشد کرد و ابتدا دهان و سپس بینی اش را مسدود کرد. و بعد از مدتی هم، غده به حدی پیشرفت کرد که وی کور شد.

مستره که با خونریزی نامنظم روی صورتش، چهره بسیار ترسناکی گرفته بود خودش نیز دچار ترس و وحشت شد و از پزشکان آلمانی کمک خواست. اما پزشکان آلمانی گفتند بدون تزریق خون نمی توانند او را عمل کنند.

۴۷۷۴۶۷۴۳۶۳۴۳۴۴۳.jpg
اما خوزه این بار با اصرار خانواده اش مبنی بر پایبندی به آداب انجمن دینی شان، از قبول عمل سرباز زد!

در نهایت خوزه که با واسطه کانال تلویزیونی دیسکاوری به انگلستان آورده شده بود از سوی دو پزشک بریتانیایی معاینه شد. دکترها دوباره بر جراحی غده روی صورت خوزه که بالغ بر پنج کیلو شده بود اصرار کردند.

این بار هم خوزه با تزریق خون به بدنش مخالفت کرد!

این بار خواهر او که همراهش به انگلستان آمده بود به این تصمیم خوزه اعتراض کرد و خواستار قبول شرایط دکتر شد.

 این پیرو متعصب گروه شاهدان یهوه که بخاطر اعتقاد به حرام بودن جراحی منجر به خونریزی، بینایی چشمان خود را از دست داده بود و چهره اش به طرز بسیار وحشتناکی دفرمه شده بود سرانجام به جراحی بدون خونریزی رضایت داد !!

این مرد متعصب که قبل از جراحی با روزنامه سان (The Sun) انگلیس مصاحبه می کرد ضمن شکایت از وضعیت ظاهری اش گفت: کودکان وقتی مرا می بینند شروع به گریه می کنند. فکر می کنند من یک موجود دیگر هستم. هنوز هم نمی فهمم تمام این بلاها چرا بر سر من آمد!

مستره که بعد از مرگ مادرش، خواهرش از او نگهداری می کند از سوی پزشکان انگلیسی با عمل جراحی بدون خونریزی درمان خواهد شد. اضافات گوشت روی صورت او هم به صورت تکه تکه جدا خواهند شد.

۴۳۳۴۶۴۳۸۷۴۳۳۴.jpg
به گزارش روزنامه حریت، ضخامت اضافات صورت مستره (زگیل های صورتش) به ۳۸ سانتیمتر و وزن آن به ۵.۵ پنجو نیم کیلوگرم رسیده است.

زگیل های صورت خوزه مستره اسپانیایی از ۱۴ سالگی اشت شروع به بزرگ شدن نمود. این مرد به دلیل اعتقاد گروه متعصب شاهدان یهوه با جراحی و برداشتن این تومور یا زگیل های زشت از صورتش مخالف بود. دلیلش را هم حرام بودن جراحی همراه با خونریزی از سوی این گروه متعصب مسیحی عنوان می کرد. یک چشم مستره به تدریج بر اثر تورم زگیلها کور شده است.

گفتنی ست برای جراحی وی از یک تکنولوژی جدید جراحی که در آن جلوی خونریزی گرفته شده است استفاده خواهد شد.

******************

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 19:15  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


پزشکان چینی با جراحی نفسگیر صورت مرد استثنائی ، چهره جدیدی از او ساختند .

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، هوانگ چونجای ۳۲ ساله هیچ وقت نمی توانست از خانه بیرون بیاید چون زشت ترین مرد دنیا لقب گرفت .

 

وضعیت جسمی و روحی این مرد استثنائی به خاطر تومور ۲۳ کیلوگرمی در صورتش روز به روز بغرنج تر می شد تا جایی که دیگر نمی توانست حتی غذا بخورد و حرف بزند .

 

 

 

هوانگ سال گذشته جراحی و ۱۳ کیلوگرم از تومور صورتش برداشته شد .

 

او اما همچنان با ۱۰ کیلوگرم ضایعات روی چهره زندگی می کرد تا اینکه قرار شد طی جراحی دیگری چهار کیلو از تومور برداشته شود .

 

 

 

گفته می شود بعد از جراحی ، قرار است درمان تا بهبودی کامل ادامه یابد .

 

شهروند خرافاتی ، سالها پیش به دنبال زخم صورتش اجازه نداد تیغ جراحان به کار بیفتد و همین مساله روزگارش را سیاه کرد .

 

 

 

هوانگ می گفت اگر تیغ جراحی به صورتش بخورد به جهنم می رود .

 

 

۸۶۵۶۵۷۵۸۷۸۷۸۸۷۹.jpg

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/28ساعت 22:51  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


چگونه در انجمن پرستاری ایران عضو شویم
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/28ساعت 22:24  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


یازدهمین شماره

ماهنامه پرستاران وسلامت

                                                          بزودی منتشر میگردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/28ساعت 22:19  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


بزودی منتظر یازدهمین شماره ماهنامه پرستاران وسلامت باشید
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/27ساعت 20:48  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


پرستاران و سلامت منتشرشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 23:0  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


دل ادمی

بنی ادم ار عشق فهمیده بود . . . . . . . . . . نه هرگز ز جنت فرو مانده بود

گمان بشر عشق جفت است و بس . . . . . . . . نفهمید اخر که این حیله بود

غم نان و گندم ٬ غم عشق جفت . . . . . . . همیشه بشر را فلج کرده بود

پر اوج انسان ٬ بسوی کمال . . . . . . . . . . بغیر از عبور از غم نان ٬ چه بود ؟

هوس بازی مرد و زن در جهان . . . . . . . . . سر اخر مگر جز غم و کینه بود ؟

همه عمر ایشان اسیر غم است . . . . . . . همان غم که اخر نفهمند چه بود ؟

به جای دل و دلبر واقعی . . . . . . . . . . . . . چه چیز ادمی زاده را چاره بود ؟

                                         ** ** **

خدایا چرا ادمی بی دل است ؟ . . . . . . . . . . مگر در سرشتش دل جا مانده بود ؟

دل ادمی معدن عشق اوست . . . . . . . . . . بشر بی دلش عقب مانده بود

اگر بی دلی چه ادم چه سنگ . . . . . . . . مگر وحش با او فرقش چه بود ؟

عیار بشر با عیار دل است . . . . . . . . . . . . برو دل قوی کن ٬ جسد را چه سود ؟

                                           ** ** **

همان دل که اتش به پیشش گداخت . . . . . . اگر اشک میریخت یا که خندیده بود

همان دل که فهم غم و شادی اش . . . . . . . . . فقط نزد یزدان دلان ساده بود

همان دل که دریای بی حد عشق . . . . . . . . . . به پیمودنش خود یکی قطره بود

همان دل که در قیمت غیرتش . . . . . . . . . . . همه کا‌ينات را به پیشش چه سود ؟

همان دل که در صافی فطرتش . . . . . . . . . . همه پاکی و رنگ برف ها ٬ کبود

همان دل که در نازکی ٬ گوی سبق . . . . . . . ز برگ گل نسترن هم ٬ ر بو د

همان دل که در ناله های ٬ شبش . . . . . . . . . طنین غم فهم همسایه بود

همان دل که هرگز به خود فکر نکرد . . . . . . . . غمش فهم انسان از ان حیله بود

همان دل که عشقش هوسران نگشت . . . . . همان دل که اشکش غم نان نبود

همان دل که با درک و فهمی عمیق . . . . . . . . دل ادمی بود و شیطان نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 22:58  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


قصد  دزدی  فکر و هنر  تولید کنندگان این جملاتی را که در ذیل میخوانید نداشتیم  ؛ متاسفانه  نام  پدید اورندگان  ان  را در  یادداشتهایمان  ننوشته بودیمحالا  تولید کننده گان  این  جملات  انقدر  بزرگند  که  احتمالاُ  خرده  نخواهند  گرفت  ٬  شما  هم  قصور  در امانتداری  ما  را ببخشید  . . . .

........................................................................................................................................

 

بعضی ها ، درد را می بينند و بعضی می پرسند

کدام دکتری می تواند نبض روحم را بگیرد

یکی از محاسن كاسهِء سر اين است كه كسی نمی تواند افكار آدم را بخو اند

زنبور تنها پزشكي نیست كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.

آنها كه فكرشان فلج است  ، نيازی به ويلچر ندارند

براي اينكه آدم خوش‏بيني شود  ، بيني‏اش را عمل كرد.

به ياد ندارم  « نابينائی  »  به من تنه زده باشد

هر لقمه‏اي را كه فرو ميدهم، معده‏ام فرياد مي‏زند: خوش آمدي!

از بس باهوش بود ، آمپول بيهوشی بهش اثر نمی كرد

اغلب آنهایی كه زندگيشان نمی چرخد  ،  درست  نمی گردنند


براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.

تمام مردم دنيا به يك زبان سكوت می كنند

اگر ملیون ها نفر  هم  به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند   ،   آن چیز همچنان احمقانه است. آناتول فرانس

کشیش ها می گویند که آنها به مردم بخشیدن و خیریه را می آموزند . این طبیعی است  ٬  چون آنها از پول صدقه ی مردم زندگی می کنند. رابرت اینگرسول

من نمیدانم که در جنگ جهانی سوم از چه سلاح هایی استفاده خواهد شد ، اما این را می دانم که در جنگ جهانی چهارم از چوب و چماق استفاده خواهد شد.  البرت انیشتن 

برای اینکه کسی در کارم دخالت نکند ٬ مدتی است که اصولا کاری را انجام نمیدهم . پرویز شاپور

پزشكی قانونی علت مرگش را « افتادن از چشم همه » تشخيص داد

آب تنبل  روانهء چاله می شود

مرگ  ٬   بعضی انسانها را زنده تر می كند

اگر خورشيد عينك دود ی بزند ٬  خلايق به عينك آفتابی احتياج پيدا نمی كنند

چون  كه فكرش سياه  است   ٬  مويش زودتر سپيد خواهد  شد

كسی را كه در آستانه مرگ قرار می گيرد   ، هيچ خطری تهديد نمی كند

مرگ   ،  امر كوچكی نيست  ،  ولی زياد  هم  بزرگش كرده اند

آسانترين كارها  ٬  شكست خوردن است

كار كردن شغل نيست ، زندگي است

دكتر معالجم يك جلسه را صرف صحبت كردن با عزرائيل و منصرف كردنش از گرفتن جانم نمود

ديوانه كسي است كه حرف دلش را مي زند

نابينايان تنها كساني هستند كه مرگ را به چشم خود نمي بينند

اگر مرگ نباشد  ٬  تعداد خودكشی سر به فلك مي زند

نجاری را  دوست دارم   ٬  كه از ميز و صندلی چوبی درخت بسازد

عينك تان ايرادی ندارد ، سعی كنيد نگاه تان را عوض كنيد

نظامي ها  در هر شرایطی ٬  وقت رفتن هم سلام مي دهند ٬ شما چطور ؟

بعضي از آدمها بزرگند و بعضي ها گنده !

ميكروب نسبت به تشخيص آزمايشگاه  ٬   تقاضاي تجديد نظر دارد

هر چه شيشه عينكش  را تميزتر می کرد  ، دنيا را    كثيف تر  می دید

معماری زمانی اغاز میشود که شما دو اجر را بدقت در کنار هم میگذارید .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 22:46  توسط عباس بحرینی بروجنی  | 


 

دکتر روانشناس به بیمارش توصیه کرد : اگر میخواهی دیگران را حرص بدهی : ۱- قبل از شروع امتحان از اطرافیانت چند تا سوال پیچیده بکن  که در کتابها نبوده است ٬ انوقت همه به جان هم میافتند و شما با خیال راحت برای امتحان تمرکز کن ... ۲ - وقتی زنگ ایفون را میزنی  و در را برایت باز میکنند ٬ چند لحظه بعد دوباره زنگ رابزن و بگو  : ممنونم در باز شد . . . ۳ـ وقتی میخواهی تلویزیون را خاموش بکنی  صدای انرا تا اخرین درجه  زیاد کن تا نفر بعدی که تلویزیون را روشن میکند  برق از سه فازش بپرد . . . . به نظر شما جواب  بیمار چه بود ؟

دکتر از مریضش پرسید :این همه قاشق تو شکمت چکار میکنه ؟  مریض : دکتر جان خودتون گفتید شبی یک قاشق مرباخوری بخورم .

یکروز یک الاغ  لنز زده بود و توی جنگل راه میرفت ٬ همه نگاهش میکردند . میگه چیه ؟  تا حالا  اهو  ندیدین ؟

دکترنظام وظیفه پسر لاغری رو معاینه میکرد ؛ در برگه نوشت : معاف بدلیل ضعف جسمانی  - پسرک با خوشحالی گفت : اخ جون میرم فوری زن میگیرم . ...دکتر درادامه نوشت : و همچنین ضعف عقلانی

دکتر  میخواست امپول  مریضشو  بزنه ٬ بهش احترام میزاره میگه : چپ بزنم یا راست ؟ طرف میگه: دکتر جون باسن ما را قاطی این بحث های سیاسی نکن ٬ همون وسط بزن  میخوام برم . . .

از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم

پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.  بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

به اصفهانیه میگن باید آزمایش ادرار بدی ، طرف به جا اینکه یه کمی ادرار بیاره یه چهار لیتری میاره. مسئول آزمایشگاه اول قبول نمیکنه ولی با اسرار طرف مجبور میشه . وقتی جواب آزمایش را بهش میدن ، یه تلفن میزنه به خونه میگه به همه اقوام بگین شکر خدا سالمین

به لره میگن : تهرون رفته بودی چه خبر بود ؟ میگه : بی  غیرتی بیداد میکرد . مردها   . . . .  زنهاشونو نصف کرده بودند زده بودند  در دهن هاشون .

اولی : تا به حال به هیچکدام از ارزوهای کودکی ات رسیده ای ؟ دومی: بله وقتی بچه بودم  و مامانم موهایم را شانه میکرد همیشه ارزو میکردم کاشکی کچل بودم 

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»  پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است

مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»   پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي

زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!

 مشتري: « اين سمعک  چند است؟»  فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»   مشتري: « واي! اون يكي چي؟»    فروشنده: « دو تا واي

روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و احوالش را پرسيد. دوستش گفتتبم قطع شده است، اما گردنم هنوز درد مي كند
آن شخص گفت: «ناراحت نباش، اميدوارم آن هم به زودي قطع شود

بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»   دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»   بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت

رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»   مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»    رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم

اولي: من يك پسر دارم كه هر روز بيشتر شبيه من مي شود؟    دومي: اگر وقت داري ببر دكتر تا جلوي اين بيماري را بگيرد!

اولي: تا به حال به هيچ كدام از آرزوهاي دوران كودكي ات رسيده اي؟   دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم!

از ديوانه اي پرسيدند: «چرا تو را به ديوانه خانه آورده اند؟»     ديوانه پاسخ داد: «من فكر مي كردم همه مردم دنيا ديوانه هستند و همه مردم دنيا هم فكر مي كردند من ديوانه ام. بالاخره اكثريت برنده شدند

دكتر: خب، بيشتر، وقتي به چه چيزي فكر مي كني افسرده مي شوي؟    بيمار: راستش را بخواهيد، به پرداخت ويزيت!

دكتر: آقا جان! بفرماييد بيماري شما چيست؟    بيمار: هر چه شما صلاح بدانيد.

مردي در هواي سرد، اسبي را ديد كه از بيني اش بخار بيرون مي آمد.     با خود گفت: فهميدم، پس اسب بخار كه مي گويند همين است!

اولي: آقاي دكتر، من فكر مي كنم عينك لازم دارم.    دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است

 

 هدف نشاندن لبخند بر لبان شما بود .نظر شما چیه......

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 22:44  توسط عباس بحرینی بروجنی  |